امداد در سایه موشک‌ها


- رسانه خبری نوای قلم -۱۴۰۵/۰۱/۱۸ -اخبار - کد: 3172

*امداد در سایه موشک‌ها*

محمدمهدی نوروزیان، عضو تیم آنست (سگ‌های زنده‌یاب) جمعیت هلال‌احمر استان زنجان، از لحظات سخت امدادرسانی در تهران روایت می‌کند:

ساعت ۲۱:۳۰ بود که آسمان تهران لرزید. خبر کوتاه و تکان‌دهنده بود: اصابت موشک به منطقه‌ای مسکونی.زمان برای ما معنایش را از دست داده بود؛ نیروهای عملیاتی بلافاصله به خط شدند و به سمت محل حادثه حرکت کردیم.

وقتی رسیدیم، گرد و غبار و بوی دود همه‌جا را گرفته بود. تیم‌های عملیاتی استان مازندران ساعت‌ها بود که با تمام توان مشغول آواربرداری و انتقال پیکر مطهر شهدا بودند. خستگی در چهره‌هایشان موج می‌زد، اما چشمانشان از غیرت می‌درخشید. با اعزام تیم پشتیبان، نوبت به ما رسید تا وارد عملیات شویم.

کار کردن در آن شرایط، چیزی فراتر از یک مأموریت عادی بود. سایه جنگنده‌های دشمن بالای سرمان سنگینی می‌کرد و صدای آنها لحظه‌ای قطع نمی‌شد. هر بار که غرش جنگنده‌ای در آسمان می‌پیچید، به‌جای عقب‌نشینی، ذکر مبارک «یا فاطمه(س)» بر لبان امدادگران جان می‌گرفت.

انگار این نام، به بازوانمان توان و به دل‌هایمان آرامشی عجیب می‌بخشید. ما آنجا بودیم تا امیدی را زنده کنیم یا دست‌کم پیکر عزیزی را به آغوش خانواده‌اش برگردانیم؛ پس جایی برای ترس نبود.

در میان آن همه آهن‌پاره و بتون‌های درهم‌شکسته،باراک، سگ زنده‌یاب به همراه مربی خود بهنام ذوالفقاری مسئول آنست استان، بی‌وقفه جست‌وجو می‌کرد. هوش و وفاداری‌اش در آن شرایط سخت، ستودنی بود. سرانجام پس از تلاش‌های طاقت‌فرسا، باراک در نقطه‌ای متوقف شد و نشانه‌ای داد. با احتیاط آوار را کنار زدیم؛ او موفق شده بود بخشی از پیکر مطهر یکی از شهدا را پیدا کند.

با پیدا شدن پیکر این شهید بزرگوار، عملیات جست‌وجو در آن بخش به پایان رسید. خسته بودیم، اما یاد فداکاری شهدا و صبوری مردم، تنها احساسی بود که در دل‌هایمان مانده بود؛ افتخار به خدمتی که برای نجات جان انسان‌ها، از هیچ خطری نمی‌هراسد.

#روایت_خدمت

+ گروه آموزش و رسانه باور | زنجان


#هلال احمر


امداد در سایه موشک‌ها